خرید بک لینک
مغزم سنگینه ، سنگین . بدنم زخمیه ، وقتی میگم زخمی منظورم این کلیشه های مسخره ی توی جامعه دردمندمون نیست ، زخمیه ، هرتیکه ای ازش که تونستمو کندم. پوست ، هرجایی که شد ، گوشه ی ناخن ، کنار پهلو . جوش ، رو صورت ، روی دست ، همه جا . پوست لب ، کندم. هر چی بود و نبود و کندم . پس ببین وقتی میگم بدنم زخمه . واقعا زخمه. هرجارو نگاه میکنم یا لکه یا زخم یا خون حتی. بدتر ازون مغزمه. درد میکنه. سنگین . مثل وقتایی که مریضی و آبریزش بینی داری . اما خالی نمیشه این مغز . درد میگیره هی.دردش میزنه یه وری. میزنا به گردن . میزنه به کمر.به اعصاب . به رحم. میشه خونریزی . میگم دستم میلرزه . از راهنمایی که بودم میلرزید میترسیدم به خاطر اون شکستن انگشتا و صدا تق تقشون باشه . نمیدونم. میگم دستم میلرزه . خیلی . میگم گوشم بمه . صدا ترکیدن میاد توش. میگم چشام ضعیف تر شده . خیلی ضعیفتر . میگی لابد روانی هم شدی . میگم لابد دیگه وگرنه که تورو جلو خودم نمیدیدم .وگرنا انقدر توهم نمیزدم . عصبانیم . میگی بدهکارتم همیشه؟ جمله همیشگیته . این جمله ی لعنتی. میگم آره همیشه بهم بدهکاری ، همیشه همینم . میگی یه آهنک فارسی بزار گوش بدیم که حداقل بفهمیم چی میگه  . میگم حالم از فارسیاش بهم میخوره . میگی خیلی شاخی ؟ میگم گذشته ازین حرفا . میگم بزار بمیرم . میگی نه ، وظیفمه سالم نگهدارمت . میگم روحیش چی؟ نباید؟! میگی بسه بچه برو درستو بخون . میرم اما هنوزم دارم میگم . میگم دیشب پنیک بهم دست داد . میگم دارم جاق میشم. میگم دارم زشت میشم. میگم دارم میلرزم . میگم سگ توش .گه بگیرن این زندگیو .

- ندیده بودی این رومو ؟ ببین وقتی به اسطوخودس نور ندی چی میشه !

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 15 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:05

صفحه بندی