پ.ن : الان و حتی در حین نوشتن این متن می دانستم که تصویر زیبایی از تو بیان نکرده ام ، در حقت ظلم کرده ام و همه داستان را ننوشته ام ، میدانم عزیزم ، تو زیبا بودی و داستان هم قطعا انقدر تلخ و زهر مار نبوده ، پایانش هرچند گه خالص بوده اما کل داستان زیبا بوده ، ما خالقانش بودیم و من میدانم من و تو زیبا بودیم ، هرچند شاید دیگر نباشیم ولی آن روزها بودیم ، از ظلمی که به تو در نوشته ها کرده ام عذر میخواهم ، اما راستش را بخواهی باید بیندازمت در یک جعبه و قد ان جعبه کوچکت کنم تا بتوانم هر روز صبح پاشم و به زندگی ام ادامه دهم. پس مرا ببخش.
پ.ن2: در پس زمینه این متن هم می توانید آهنگ who is she / I monster را گوش کنید
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل امیری