خرید بک لینک
ما آدم های بدون ِ عادت !
همیشه دلم میخواست از این آدمها باشم که یک چیز خاصی دارند ، از این آدم ها که وقتی میروند عطر ِ شان تا سال ها دیگران را دیوانه میکند ، از همانها که هر وقت در کیفشان را باز میکنی یک دفترچه ی کوچک گل گلی و یک مداد پیدا میکنی برای نوشتن یا نقاشی کشیدن ، از آنها که همیشه نوعی آدآمس در کیفشان دارند ، همانها که پلی لیست گوشیشان سبک ِ خاص ِ معرف شخصیتشان است ، همانها که وقتی میروند کافه همیشه قهوه یا نوشیدنی عی میخورند که به ان می گویند " همیشگی " ، از آنها که همیشه موقع باران بیرون میدوند ، همانها که زمان مشخصی شعر میخوانند ، همانها که چشم های مکش مرگ ما دارند ، از آن آدمها که چال روی گونه دارند ، از انها که مثل خانم ها لباس می پوشند ، از آنها که کفش پاشنه بلند می پوشند .... دلم میخواست عادت داشته باشم ، ازین عادت های ریز ، ازین عادتها که وقتی کسی روزی جایی دوستم داشت بتواند چیزی برای گفتن داشته باشد ... اما ندارم ، ازاین آدمهاش نیستم ، ازین عادتها ندارم ، خیلی دلم میخواهد اما نمیشود ، از آن آدمهایی هستم که پلی لیستم پر است از اهنگهایی با سبک های مختلف ، شاید ناب باشند ، اما سبک پرست نیستم ، از آنها هستم که یک بسته آدامس را یک روزه تمام میکنند و نمیماند ته کیفشان ، راستش را بخواهید از آن کیف دارهایش هم نیستم ، اصولا هر چه دم دستم باشد میگیرم میگذارم رو دوشم که آن هم محدود میشود به دو یا سه تا کوله ، از آنهایی هستم که عطر خاصی ندارند ، همیشه قهوه نمیخورند ، همیشه شعر نمیخوانند ، از آن خانم پوش های مورد پسند همگان نیستم ، شالم هی میفتد و کفش هایم همه خاکی است .... از آنهایی هستم که زمان بندی ندارند ، از آن آدم هایی نیستم که وقتی رفتم بیادتان بمانم ، که عادت هایم بیادتان بماند ، که با یاداوری عادت هایم بیادتان بیایم ، از آنها نیستم ...

برچسبها: آآآدط میکنیم

تاريخ سـاعت نويسنده ســپی :)| |


برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 17:00

صفحه بندی