+ بببن ناموسم عین چراغ نگاریه دورش تمومه
-پس دورُ بر چراغ نگاری من نپلک ، چون هنو یه چیزایی هست که قدیمیه ، میکُشمت قدیمیه ، ولی من میکشمت !
هرجا که خواستم راجع به فیلم های کیمیایی نقد بخوانم ، همه یک چیز را تکرار میکردند ، کیمیایی درون ِ دنیای ِ سینمای کلاسیک خود مانده ، آثارش رو به افول است و این حرفا ! من منتقد نیستم ، اما یک چیز را خوب میدانم ، هیچ چیز به پای سینمای کلاسیک عهد قجر با احساسات نابَش و زندکی های واقعی اش و دیالوگهایش نمیرسد ! هیچ کدام از فیلم های جامانده ی کیمیایی را با فیلم های خفن ِ مدرن امروزی تان عوض نمیکنم !
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل امیری