غریق نجات هارم بگیر نگذار بیایند . - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:57
بگذار در آبی xa0ِ پیراهن xa0ِ xa0جینت xa0غرق شوم ، لطفا xa0هم xa0نجاتم نده ، لطفا ...
یک هفته ی غم انگیز - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:57
هفته ای که گذشت پر بود از بیکاری ، کارهایم زیاد بود ، درس های زیادی داشتم که باید میخواندم ، کارهایم بسیار بود و بسیار ، اما بیکار بودم ، میتوانید بفهمید ؟ نشسته بودم یک کنج xa0ِ اتاق مادر جان و پدرجان ( اتاق خودم شلوغ بود ، مادر بود آنجا ، پایان نامه اش را می نوشت ) کتاب هایم جلویم مث بچه های مودب ...
سعدی " استاد ِ سخن " - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:57
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست xa0 xa0 xa0 xa0 xa0طاقت بار فراق این همه ایامم نیست xa0
خدایا شکرت که حالمون ُ خوب میکنی به موقعش ... - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:57
چه بارون لطیفیه ، چقد قشنگه ، چقد آرامشبخشه !چقد منتظرش بودم ! xa0بعد از یك ماه انتظار بالاخره باریدی ... چه روز قشنگی بشه امروز ، چه روز قشنگی بشه :)