
برای استالینم و ادی اش . هزار بار برای خودمو حال خودم نوشتم ، یکبار هم برای تو . صبور جان ، از ته ته قلبم تمام آزامش های دنیا را برای تو و ادی آرزو کردم ، آرامش های داشته و نداشته ام را ، مادربزرگ مش...
ادامه مطلب
دیشب درون یک سوراخ افتادم ، متاسفانه از آن سوراخ هایی نبود که مثل آلیس مرا ببرد به یک سرزمین دیگر و من تغییر کنم به مرور ، نه سوراخی بود که خودم کنده بودم و با سر افتادم درونش ، دردم گرفت ، با تمام وجود دردم گرفت ، هنوز هم قلبم درد میکند ، چند دقیقه اول افتادن را به یاد ندارم اما یادم هست چشمهایم را که باز کردم دیدم چند مار دور و برم می لولند ، دیدم زیر پایم لجن بسته که حتی قدرت تکان خوردن را هم ا...
ادامه مطلب
اسطوخودوس سبز تلاش های بی وقفه ی یک اسطوخودوس برای سبز شدن همینقدر گنگ و بچگانه میتونم همینقدر عمیق همینقدر مبهم همینقدر ابدی دوستت داشته باشم . تاريخ سـاعت نويسنده ســپی :)| | ...
ادامه مطلب
همه دخترانی که پدر دارند خوشبخت نیستند ، همه عزیز دل پدرهاشان نیستند ، همه شان بابایی نیستند ......
ادامه مطلب